سلامی از جاهای سرد 

جاهایی که هر کسی میره اونجا بدنش به لرزه در میاد

منظورم فیریزر یخچال خونتونهتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد        که توش  پر از بستنیه

خالی نبند من که میدونم توش از بستنی پرهتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

بگذریم من تصمصیم گرفتم که به لئو برسم اسم کاملشو نمیگم چون اگه بگم چشمون میزنین

چشتون کور که نمیگمتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

به هر حال هر کی تو این وب میاد قدمش روی چشم ولی جان من نظر بدیم نگین وللش

اونی که بگه وللش من مواظبشمتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدبه هر حال تو رو خدا نظر بدینتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

+ چهارشنبه 21 تیر13919:23 قبل از ظهر والا |
واااای

عجب روزی بوددددد

البته خیلی هم عالییییییی نبود ولی باز 

هم با دیدن دوستانننننننننننننن شاد گشتیم

و با خاطراتشون مفرح شدیم

خلاصه سال تحصیلی با ریاضی آغاز شدن یه چیزه و با زنگ دینی دز روز اول یه چیز دیگه

ما هم که عاشق دینی......

خلاصهههههههههههه

فقط یه بدی داشت اول مهر و اون هم واسه من

که در واقع کسی که من رو از همه بیشتر درک میکرد مجبور شد تا یک سال بره و خب من هم نمیتونم باهاش در ارتباط باشم

عیب نداره همین که یادش با منه و یاد من با اوووووون برام بسه  :)

حالا فردا که هندسه داریم و قراره و با بچه ها سر کلاس بخوووونیم سر زنگ مدرسههه میگم این درسا بسهههه

پس به امید زنگ هندسه

بای

+ سه شنبه 1 مهر13937:9 بعد از ظهر والا |
به بعضی ها هم باس

 

آخه  عن

             

                          تو رو چه به

                             

                                                     من

 

والااااا

 

+ جمعه 21 شهریور13937:58 بعد از ظهر والا |
عجب روزگاری شده

والا بعضیا مثل چیز میچسبن بهت دیگه ولت نمیکنن

اه اه

اخه زشت دماغ دراز تو چی میفهمی از این متن های این وب تو برو........

هی ما میخوایم هیچی نگیم....

حیف که ادرس این وب رو دوست دارم و گرنه عوض می کردم که یه مشت ادم بیکار نرن واسه ما عکس و ......

حالا ما که نمیخوایم ریا بشه ولی بدن داریم واسشون اساسی.....

شما برو ......

تو فکر کردی من این چیز ها به گوشم نمیرسه؟؟؟؟؟

من خودم امثالی مثل تو رو درست کردم بچه ریغوووووو

حالا باز برو زر زر کن

اه اه

کاش بعضی ها نسلشون از زمین منقرض شه ما راحت شیم واااالا به خدا

اینو بدون که من این قدر مشغله فکری دارم که امثالی مثل تو فکر هم نمیکنم ..حوصله تو یکی رو که اصلا ندارم پس........

به قول معروف از ما بکش بیرون لطفا

به سلامت

به قول دوستان مراکشی تپختر ...

از دوستان معذرت میخوام اگه مجبور شدن این حرفا رو گوش بدن

 

+ سه شنبه 4 شهریور139310:37 بعد از ظهر والا |
رفتم نشستم کنارش گفتم :

برای چی نمیری گـُلات رو بفروشی ؟

گفت : بفروشم که چی ؟

تا دیروز می فروختم که با پولش آبجی مو ببرم دکتر

دیشب حالش بد شد و مُرد ،

با گریه گفت : تو می خواستی گـُل بخری ؟

گفتم : بخرم که چی ؟

تا دیروز می خریدم برای عشقم

امروز فهمیدم باید فراموشش کنم...!

اشکاشو که پاک کرد ،

یه گـل  داد گفت :

بگیر از نو شروع کنیم

تو بدون عشقت ،

من بدون خواهرم ...

 

 

+ چهارشنبه 21 اسفند13926:2 بعد از ظهر والا |
رفتم سیمکارت همرا اول خریدم

ایرانسل بهم پیام داده

فکر نمیکردم بهم خیانت کنی

واست متاسفم

بای

 

 

گاو اولی : ماااااااااااااااا  !!!!!!!!!!!

گاو دومی : مااااااااااااا     ؟؟؟؟؟

گاو اولی : پَ نــه پَ اونا !

 

 

 

 

مسی تو هم

 

 

 

ﻭﺍﻻ ﻓﻘﻂ ﺍﺳﻤﺶ ﺯﻧﮓ ﺗﻔﺮﯾﺢ ﺑﻮﺩ!
.
.
.
.

.
.
ﻣﺎ ﮐﻪ ﻫﻤﺶ ﺗﻮﺵ ﻣﺸﻖ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ
ﺭﻭ ﻣﯿﻨﻮﺷﺘﯿﻢ....:|

 

 

 

 

اولین بار که از یه دختر جواب رد شنیدم توی پارک بود ،
پارک پر آدم بود ،
مامان بابای دختره هم کنارش بودن ،
ولی من دیگه نمیتونستم تحمل کنم ،
 جونمو گزاشتم کف دستم و مثل یه مرد رفتم طرف دختره ،
هرچقدر بهش نزدیک تر میشدم ضربان قلبم تند و تندتر میشد،
 وقتی بهش رسیدم مثل یه مرد تو چشماش نگاه کردم
 و
گفتم
 :
دختل میشه از رو تاب در بیای تا منم یکم تاب بازی کنم
 )^_^(
 هیچی دیگه اونم گفت نه
منم پنج سال بیشتر نداشتم و فحشایی که الان شما دارید به من میدید رو بهش دادم و زدم زیر گریه و رفتم پیش مامانم

 

 

 

 

+ چهارشنبه 21 اسفند13925:46 بعد از ظهر والا |
رفتم سیمکارت همرا اول خریدم

ایرانسل بهم پیام داده

فکر نمیکردم بهم خیانت کنی

واست متاسفم

بای

 

 

گاو اولی : ماااااااااااااااا  !!!!!!!!!!!

گاو دومی : مااااااااااااا     ؟؟؟؟؟

گاو اولی : پَ نــه پَ اونا !

 

 

 

 

مسی تو هم

 

 

 

ﻭﺍﻻ ﻓﻘﻂ ﺍﺳﻤﺶ ﺯﻧﮓ ﺗﻔﺮﯾﺢ ﺑﻮﺩ!
.
.
.
.

.
.
ﻣﺎ ﮐﻪ ﻫﻤﺶ ﺗﻮﺵ ﻣﺸﻖ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ
ﺭﻭ ﻣﯿﻨﻮﺷﺘﯿﻢ....:|

 

 

 

 

اولین بار که از یه دختر جواب رد شنیدم توی پارک بود ،
پارک پر آدم بود ،
مامان بابای دختره هم کنارش بودن ،
ولی من دیگه نمیتونستم تحمل کنم ،
 جونمو گزاشتم کف دستم و مثل یه مرد رفتم طرف دختره ،
هرچقدر بهش نزدیک تر میشدم ضربان قلبم تند و تندتر میشد،
 وقتی بهش رسیدم مثل یه مرد تو چشماش نگاه کردم
 و
گفتم
 :
دختل میشه از رو تاب در بیای تا منم یکم تاب بازی کنم
 )^_^(
 هیچی دیگه اونم گفت نه
منم پنج سال بیشتر نداشتم و فحشایی که الان شما دارید به من میدید رو بهش دادم و زدم زیر گریه و رفتم پیش مامانم

 

 

 

 

+ چهارشنبه 21 اسفند13925:46 بعد از ظهر والا |
تو رو خدا نگا

 

یعنی الان مردن؟؟؟؟؟

 

+ جمعه 16 اسفند13921:27 قبل از ظهر والا |

اقا من نکات حروف انگلیسی رو کشف کردم :

حرف R همون حرف P هست فقط خسته بوده پاهاشو باز کرده !

حرف Z همون حرف N هست فقط خوابیده !

حرف @ هم همون a هست فقط مقنعه سرش کرده !


وااااااااااااای چقدر باهوشم ^_^

+ جمعه 16 اسفند13921:16 قبل از ظهر والا |
اینایی که فکر میکنین من خیلی الافم
اینطور نیس
من یه زندگی بیرون از بلاگفا هم دارم
فقط پسوردش یادم رفته...

 

 

 

 

 

 

 

لذت بردن یعنی بری مهمونی، دخترشون برات شربت بیاره، آروم بگی :خودتون درست کردین؟؟

اونم با عشوه بگه : بله، نوش جان، تو بگی : پس نمی خورم ، مرسی

 

 

 

 

وقتی اولین بار..... مادرم وجود مرا با تهوع احساس کرد..... از دیگران چه انتظاری میتوانم داشته باشم ؟

 

 

 

 

+ جمعه 16 اسفند13921:7 قبل از ظهر والا |